تبليغاتX
از سمت راست حرکت کنید

از سمت راست حرکت کنید

سال جدید رو با شناخت بیشتر از خودتون آغاز کنید ، زیبایی ها رو ببینید

 

بعضی وقتها مورد مواخذه قرار می گیرید

چون اشتباهی می کنید و باید جواب گو باشید

بعضی وقتها تنها مورد مواخذه قرار می گیرید و

 نمی دونید چه کار کردید

دیگران هم که میدونند به شما چیزی رو گوشزد نمی کنند

در حالتی بین الامرین گیر می کنید

اشتباه از شما بوده

دیگران اشتباه کردند

برای همینه که میگن بهترین دوست کسی است که اشتباهات

رو به شما گوشزد کند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:57  توسط پلیس   | 

 

 

براي امتحان عذرخواهي از شما فرصت خواسته بودم تا ببينم كه توان عذرخواستن در من هست يا به كلامي بايد ختم شود . همين علت سبب شد كه براي نوشتن اين مطلب ابتدا واحد عملياتي را پياده كنم ، بر عكس خيلي از چيزها كه ابتدا بايد يك سري از مطالب رو در هم آميخت و با كلي محاسبه طرح رو عملياتي كرد .

نمي خوام سخن رو به سمتي برانم كه در مورد اخلاق نسبي و مطلق حرف بزنم و يا دنبال پركردن چاله هاي اون باشم ، يك سري ايجاد شده هايي هست كه دانستن اونها براي شما هم بد نيست .

تكبر نزد كساني است كه بايد چيزي داشته باشند تا اهرمي باشد براي تكبر آنها ، كسي كه نه جاه و مقام دارد و نه مال و منال به طور طبيعي دچار تكبري نيست ، در اين حالت عذرخواهي كردن كار خيلي سختي نيست .

نمونه اش خود من كه از سوسك منزل معذرت مي خواستم تا اخبار گوي تلويزيون .

اما هنگامي كه به يكي از ابزار تكبر دسترسي پيدا كردم و يك غرور كاذب در من ايجاد شد ، در اين لحظه يك امتحان بزرگ به نام عذرخواهي از اشتباهات به سراغ من مي آيد .

خيلي ساده گفتم و مطمئن هستم كه هوشيار تر از من مطلب رو درك كرديد .

اين رو مي خواستم بيان كنم كه بايد در مقابل اين تكبر به نوعي در مقابل اشتباهاتي كه مي كنيم قد علم كنيم .

چرايي اين موضوع روشن است ؟

قبول اشتباه منجر به حل آن مشكل مي شود ولي شانه خالي كردن از اشتباه امكان تكرار را براي ما به ارمغان مي آورد .

براي همين بنده با توجه به اينكه مقداري تكبر در خودم ديدم و اشتباهي نيز مرتكب شده بودم براي حل و عمل به اين موضوع قدم برداشتم .

نمي تونم بگم آسوده بود ، چون اين طور نبود ، ولي لذت خاصي داشت كه بزرگي بيشتري نصيبم كرد .

اين هم از عايدات اين موضوع عذرخواهي ، در مقابل اشتباهي است كه مي كنيم و عزم جدي بر ترك  آن داريم .

خيلي در مورد اين تكبر فكر كردم و يك سوال هنوز براي من باقي مانده

تكبر براي كي ؟

در مورد اين سوال هم تفكر خوب است

از شما دوستان هم سپاسگزارم كه فرصتي در اختيار من براي امتحان گذاشتيد ، البته اين هم درس است كه براي دوستان خود زماني را بگذاريم كه به خودشان بيايند نه اينكه از خودشان و ما فرار كنند ( پليس ) .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 1:2  توسط پلیس   | 

 

یه مطلب نوشته بودم که احتیاج به عمل داشت

باید خودم عمل کنم

ببینم میشه یا نه

اگه شد می نویسم

در گذشته این کار را انجام دادم

میخوام ببینم الان هم با توجه به گذشت زمان و شرایط موجود امکان پذیر هست

در صورت امکان برای شما هم می نویسم

برای اینکه عریضه خالی نباشه

عرض می کنم

این هوای بهار و حالتهای مختلف در یک روز

ابر و باران و آفتاب و خواب آلودگی و سرخوشی و ....

خیلی درس خوبی است

مثل حالتهای روحی ما

موضوعی که در موردش می خواستم بنویسم

با کمی دقت در همین نوشته های بی مقدار مشخص میشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:57  توسط پلیس   | 

 

مطلب جدیدی در راه بود که نمی دونم چه اتفاقی پیش آمد که از عمومی کردن اون خودداری کردم . داشتم به نوشته های گذشته نظاره ای می کردم و کامنتهای دوستان رو میخوندم و مطالبی که در سال گذشته نوشته شده بود .یه تلنگری به خودم زدم که ای مرد ببین که خود شما چقدر به این نوشته ها جامه عمل پوشاندی ، و چقدر توانستي با رعايت اين موارد كه همه ميدونن  اخلاقيات رو در خودت رشد بدهي . شروع كردم به بررسي و چند ساعتي وقت برد براي رسيدن به رفتار و كردارم در مورد چيزهايي كه يادم مانده بود ، از خودم راضي بودم ولي بيشتر زبان به شكايت از خودم داشتم كه ميتونم بهتر از اين باشم كه هستم .

شروع كردم به بررسي حرفهايي كه خودم نوشتم تا بيشتر برام ياد آوري شود . و اين بار به جاي نوشتن اون مورد يه عرضي خدمت شما دارم ، يه تاملي به نوشته هاي گذشته بفرماييد و با يك حساب ساده ببينيد كه چقدر اين مواردي كه دانشش رو داريد را رعايت مي كنيد .

ميدونم كه نمره خوبي داريد ولي اين مهم است كه بدونيم ، ميتونيم بهترين نمره را بگيريم و براي ديگران الگو باشيم .

خدا مي داند كه چقدر به همه شما دوستان ارادت دارم ، چه آنهايي كه سر مي زنند و چيزي نمي نويسند و چه آن عزيزاني كه با حتي يك خط نوشتن حلقه اي گردن من ميدازند و من را بنده خودشون مي كنند ، تنها كاري كه ميتونم انجام بدم اين است كه ياد شما را در دلم زنده كنم . با اين نگاه كه عزيزاني هستند كه از من بهتر هستند و انتظاري كه براي خواندن نوشته هاي شما دارم ، به من درس ميدهد كه نزد خداوند گرامي تر كيست .

سال جديد را با اين اميد شروع مي كنم كه اخلاقيات در من بيشتر شود و باعث آزار ديگران نشوم و از همه مهمتر اين است كه تا نفس دارم براي خودم و اطرافيان مفيد باشم .

تلاش را از ياد نبريد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:48  توسط پلیس   | 

 

بهار رسيده است و ساعات خوش در كنار خانواده

جمعيت هاي زياد و تكرار دلبستگي ها

صداي قهقهه

صداي خنده هاي مكرر

خيلي خوبه كه جمعي از خانواده در كنار هم با چهره هاي خندان و دست در دست همديگرمشغول ياد آوري خاطرات باشند

خنديدن خيلي خوبه

بهتر ميشه گفت : شادي ايجاد كردن و ايجاد روحيه نشاط در ديگران كار پسنديده اي است

اما هر چيزي يه قيمتي داره

خنديدن ديگران رو به قيمت مسخره ديگران بدست نياريم

چون ديدم دارم ميگم

نه يكي و نه ده تا

خيلي ديدم

كه در جمع هاي فاميلي براي خود شيريني و نشاندن خنده به لب هاي ديگران ،  متوسل ميشوند به تمسخر ديگران يا گرفتن به قول جديدي ها سوتي از كسي در حرف زدن .

هنر اينه كه بتوني جمعي گرم بدون بي احترامي به كسي و يا ناراحت كردن ديگري ، خنده شادي به لب بنشاني

و الا بدون كه خودت از همه براي مسخره كردن مناسب تري

و روي سخنم بيشتر با كساني است كه به اين تمسخرها مي خندند و لبخند زيباشون رو صرف  اين كار مي كنند

اين تركيب زيباي خنده در صورت رو خدا براي ما گذاشته كه بخنديم و كسي نمي تونه بگه آقا جون نخند

بخند ولي اين خنده رو پتكش نكن تو سر ديگري

نگذار كه خداوند اين خنده رو از لبهاي زيبات بگيره

وظيفه ما اينه كه خنده هاي تلخ رو از شيرين جدا كنيم تا هميشه خندان باشيم

خنده هايي كه در پس آن گريه و زار زار دل ديگري است ارزشي ندارد

خنده اي ارزشمند است كه دل آزرده را به خنده بي آورد

كاش مردن من هم خنده دار باشد تا به جاي دل آزاري خنده در لب ها بنشيند

به ديگران نخنديد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 16:27  توسط پلیس   | 

 

 

دليلي كه براي اين نوشته دارم صحبتي بود كه در مطلب قبل نوشتم

گفته بودم وفاي به عهد

من قول دادم به دوستاني كه همراه هستند ، چهارشنبه ها مي نويسم

خدا رو شكر در اين شرايط هم به قولم عمل كردم

ميخوام در مورد ادب حرف بزنم

ميدونيد كه ميشه هزاران سخن زيبا در مورد ادب نوشت و با آب و تاب زيادي اين موضوع رو بيان كرد كه اين افكار رم كنند و بي ادبي پيشه بگيرند

مثال :

در حقیقت ادب تاج عزت و بزرگی و کارنامه کامیابی و موفقیت است که انسان را به اوج سربلندی و بلندای مجد و سعادت سوق می‌دهد.

ادب را جایگاه رفیعی در قاموس انسانیت است، که حکایت از اهمیت بسیار آن در راستای ساختار ابعاد درونی و بیداری روحی انسان دارد. ادب در حقیقت رشد و شکوفایی شخصیت یک فرد است،

هرکس که بر مدارج کمال و کامیابی گام نهاده است، سرمنشأ آن رعایت ادب بوده و هرکس از مرتبه‌ای سقوط کرده است یقیناً درنتیجۀ اساءة ادب بوده است.

بگذريم از اين نوشته ها

ادب از كه آموختي

دنبال استاد هستي يا مي خواهي بداني ادب چيست ؟

استاد بي ادب است

ادب همان است كه بي ادب خلافش را عمل نمي كند

بي ادب كيست ؟ همانهايي كه نسبت به رفتارهاي آنها گارد بي ادب بودن مي گيريم

پس بي ادبي هم همان كاري است كه بي ادبان انجام ميدهند

چه چيزي بي ادبي است

ادب دو نوع است

عام و خاص

ما انسانها از كجا به كسي مي گوييم كه فلاني بي ادب است

چون رفتارهايي دارد كه از ادب به دور است و اين رفتار از گذشته گان براي ما به اثبات رسيده است و در كشاكش روزگار ادب هاي جديدي اختراع شده است

ولي بد اين موضوع آنجاست كه  فرهنگهاي مؤدب ما در حال انقراض است .

من اين را مي گويم

در معنويات و ماديات هر كس به جايي رسيد يكي از شرط هاي لازم (  تام نيست ) براي انسانيت ادب است

از كوچكترين مسائل كه اداب نظافت است گرفته تا بزرگترين آنها يعني ، داشتن ادب در برابر خداوند

همه و همه براي سعادت ما انسانهاست

اينجاست كه اقبال مي گويد

دین سراپا سوختن اندر طلب               انـتهـایــش عشـــق آغــازش ادب
آبروی گل زرنگ وبوی اوست
           
بی‌ادب بی‌رنگ و بو بی‌آبروست
نـوجــوانی را چـو بـینم بی‌ادب
           
روز من تاریک می‌گردد چو شب
آدمـیت احـــترام آدمـی
                       باخــبر شـــو از مـقام آدمــی

نمونه كامل از انسان مؤدب در شاعري ، حافظ ( رحمته الله عليه ) بوده است كه اشعارش سرشار از ادب است و همينطور مولانا  (عليه رحمه )

غرض از ايراد اين سخنان

ادب چيزي نيست كه با رعايت اون ضرري بكنيم ، اين بي ادبي است كه براي ما ضرر داره

پس من ادب رو رعايت مي كنم

و ساده ترين و ابتدايي ترين توجيه ، اين ميتونه باشه كه براي خودم خوبه

دوست داشتم بيشتر مي گفتم ولي نه مكان حوصله را مي گنجاند و نه من ياراي ديدن ناراحتي شما از نوشته هاي خسته كننده

خدايا در اين سال زيباي جديد به ما ادبي عنايت كن كه در چشمت زيباترين باشيم و خلق تو از ادب ما راضي و دعاي خيرشان همراه ما

آمين  آمين   آمين

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 2:43  توسط پلیس   | 

 

وفاي به عهد هم در گروه  اخلاقيات قرار مي گيرد كه در همه اديان به همين عنوان از اين رفتار پسنديده ياد شده است .

تا وقتي كه چيزي از شما خواسته مي شود شما آزاد هستيد ولي وقتي به عهدي پايبند مي شويد ديگر از آن آزادي و مختار بودن در انتخاب خبري نيست .

اين موضوع آنقدر مهم هست كه پيامبر اشاره داشتند به وفاي به عهد حتي با كفار .

مهمترين اثر اين موضوع ايجاد اعتماد به ديگران است كه اين اعتماد باعث ايجاد دگرگوني در ديگر رفتارهاي پسنديده مي كند .

وفاي به عهد زماني سخت ميشود كه عهدي كه شما بسته ايد در مورد كسي باشد كه نسبت به شما رفتار مناسبي نداشته است و در نهايت بد خويي پاسخ خوبي شما را با بدي داده است ، در اين هنگام است كه اين رفتار پسنديده به سختي خود را نشان مي دهد .

من چقدر به عهد هايي كه مي بندم وفا مي كنم و نسبت به آنها پايبندي دارم ؟

وفاي به عهد رابطه مستقيم با حس احترام نسبت به خود دارد ، به اين معنا كه انساني كه در درون خود احساس احترام مي كند هرگز سخني كه خود گفته است را از بين نمي برد و بر خلاف آن عمل نمي كند ، و چرايي اين موضوع به فكر باز مي گردد .

وقتي عهدي بسته مي شود بايد تمام جوانب آن مورد بررسي قرار گيرد و با تفكر بايد عهدي بسته شود ، در اينجا دور انديشي تبعات اين عهد ، سنجيده مي شود و در آخر از پالايش مسائلي كه مورد بررسي قرار گرفت ، تصميمي درست در مورد ايجاد تعهد گرفته مي شود و پايداري به آن بسيار بيشتر است .

اما اكنون چگونه عهد مي بنديم ؟ مثال

عزيزم ساعت 10 ميتوني بياي بريم بيرون خريد كنيم و نهار ميهمان شما باشم ؟

دو حالت مختلف

1-   بدون فكر و در نظر گرفتن برنامه هاي ديگري كه داريم و ممكن است موجب مختل شدن آنها و ديگر مسائل شود ، ميگويم بله .............. ،نتيجه اين عجله و نداشتن فكر باعث مي شود كه به راحتي هم خودم بد قول شوم و هم كارهاي ديگرم مختل شود و به عنوان انساني بي تفاوت جلوه كنم .

2-   در اين حالت با در نظر گرفتن مشكلاتي كه دارم و همچنين احترام به وقت  ديگران و بررسي سريع ، ميگم كه : عزيزم ساعت 10 امكانش نيست ميشه 11 بريم و نهار ميهمان خوش قولي باشيم .

شايد تصور بشه اين بي  احترامي است ، ولي اين بي احترامي نيست و برعكس آن ، احترام به كسي است كه دوستش داريم و خودم كه انسان خوش قولي ميشم ، و مهمتر از همه اينكه حرف من براي ديگران حكم سند رو پيدا مي كنه .

كرني شاعر درام پرداز فرانسوي مي گويد : مرد شجاع كسي است كه به قول خود پابند باشد .

در حماسه فردوسي نيز از پاك منشي و مردانگي سياوش در ثبات قدم و درست پيماني با تورانيان نوشته هايي آمده است كه انسان را به تعظيم وا مي دارد .

جوانمردا جوانمردي بياموز              ز مردان جهان مردي بياموز

درون از كين كين جويان نگه دار      زبان از طعن بد گويان نگه دار

نكويي كن به آن كو با تو بد كرد       كزان بد ، رخنه در اقبال خود كرد

چو آيين نكو كاري كني ساز            نگردد با تو جز آن نكويي باز

                                                                               ( بهارستان )

در اين شعر زيبا نكات بر جسته اي از اخلاقيات وجود دارد ، اين همان سخت ترين مرحله وفاي به عهد است كه در مورد كسي كه به شما بد كرده روشي غير از روش او برگزينيد .

پس من سعي مي كنم بيشتر به ايجاد عهد و پايبندي به اون دقت كنم ، چون خودم رو بزرگ تر ميكنه و احترام واقعي براي من ايجاد مي كند .

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 0:59  توسط پلیس   | 

 

انوشيروان گفت هر كس هوس را بر خرد چيره كند دانشمندي را به ريا كاري بدل كرده است

ريا كاري آن است كه نزد مردم خويشتن را جز آنچه هست بنماياند و داراي ويژگي هايي نشان دهد كه ندارد

دوستان ريا براي همنشينان خيلي ضرر داره  ، چون از شر ريا كار هيچ وقت ايمن نيستي

در حقيقت ريا كار با نيت آلوده اش تيشه به دست ديگران مي دهد

هر چيزي راه حلي هم داره

خب ميگن توحيد داشته باش ، خب عزيز من به همين راحتي كه نيست

منظوراز توحيد در اين جا ، توحيد افعالي ، يعني تو باور كني كه فاعل و موثري در عالم جز خداوند نيست  ( لا موثر في الوجود الا الله )

ريا مي كنم چون ريشه اون در طمع در مال و منافع ديگران و يا محبت و دوست داشتن مدح ديگران و يا كراهت از بد گفتن ديگران داره

خب اين حل شدنيه عزيز

انسان عاقل كه كاري كه براي او نفعي نداره انجام نمي ده ، انجام ميده

دل بستن به حرف مردم كه بگويند فلاني خوبه يا بد براي تو نفعي داره كه واقعا به دردت بخوره

عزيزم رضايت ديگران زودگذره و ناپايداره

شخص ريا كار هم مضطربه و هم دل نگران و متزلزل و مشوش

راه هايي كه نوشتند براي قدرت توحيد افعالي رو بخونيم

الف)مطالعه و تفكر راجع به يگانگي مطلق خداوند

ب) توجه به عجز و ناتواني مخلوقات.

ج) تلقين اين مطلب كه موثري در جهان غير از خداوند نيست.

د) توكل به خداوند در كارها و تمرين در جهت تقويت و ازدياد توكل.

ه) بيرون نمودن محبت دنيا و متعلقات آن از دل.

و) مبارزه با حب نفس ( زيرا ما خود را دوست داريم و هميشه مي خواهيم خواسته هايمان برآورده شود و مورد تكريم وستايش ديگران واقع شويم ).

ز) توجه به اينكه ريا عمل را مي سوزاند ونفاق در دل مي پرورد.

عزيزان من يك امتحاني انجام بديم

چون ريا كار براي ديگران عمل انجام ميده و اون طرف هم تاييد كنه باز دوباره ادامه ميده  ما عملش رو نخريم و بندازيم دور

1-   عمل ممكن است برگرفته از حياء باشه، اين كار گناه نيست ولي خلوص هم در آن وجود نداره و عمل بخاطر اينه كه ديگران عرفشان به هم نخوره قبول مي‌كنه و انجام مي‌‌ده.

2-   عمل ممكن است منجر به ريا باشد.

گاهي اوقات انسان به تقاضا يا دستور كسي كاري را انجام مي‌دهد چون بنظراو مي‌رسد كه بايد اين كار را انجام بده و اگر اجرا نكنه جنبه زشتي پيدا مي كنه

و گاهي هم بدون اينكه كسي از او تقاضايي كرده باشد كاري را انجام مي‌دهه تا خودي نشان داده باشه و خودنمايي بكنه

3-  حالت سوم حالتي است كه منجر به اخلاص باشد يعني شخص احساس مي كنه كه اين كار در او پالايش ايجاد مي‌كنه و كار خدايي انجام ميده.

از حد خارجه كه بخوام در مورد ريا در شكل اجتماعي اون حرف بزنم ، ولي به شكل نفاق خودش رو نشون ميده و همون ايجاد شكاف  در جامعه هم اثر همين ريا است كه ريا كارخودش دچار شكاف شخصيتي شده ، كارش رو گسترش ميده و همه مبتلا به ميشن چون به اون اجازه دادن ريا بكنه

اخلاقيون براي اين مورد راه كار دارند ولي من ميرم سراغ دو بيت از عرفا

شادباش اي عشق خوش سوداي ما       اي طبيب جمله علتهاي ما

اي دواي نخوت و ناموس ما                 اي تو افلاطون و جالينوس ما

در ميان عرفا ناموس همون ريا و نخوت همون تكبره كه سر جمع ميشه بگي هر كس اين دو را داشته باشه تمام بيماري ها رو داره و درمانش هم عشقه

نه از اين عشقها

چون عشق چيزي ديگه براي مخفي كردن نداره و ظاهر و باطن يكي ميشه و اينجاست كه عاشق وحيد به توحيد افعالي مي رسه و كلا شرك از همين باعث ميشه  ، بله از ريا

در كنار هر عملي براي رضايت خداوند داري دنبال رضايت مردم هم ميري و اين شرك است

وقتي بيش از يك نقطه تمركز داشته باشي اين ميشه شرك

بيخود نيست كه ميگن اگر گربه بپرستي بهتر از اينه كه چند چيز رو پرستش كني

يه چيز اينجا خيلي جالبه كه اين ريا 99 درصد در حوزه مذهبي قرار داره و اصلا يه موضوع مذهبي شمرده ميشه

روي اين 99 در صد فكر كنيد ولي مواظب باشيد

بيراهه زياد داره و ممكنه بدبيني نصيبتون كنه 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 18:29  توسط پلیس   | 

 

اين بار نوبت شماست كه از اين نوشته پر بار براي همه نظر خودتون رو بنويسيد

زاهدي مهمان پادشاهي بود

چون به طعام بنشستند كمتر از آن خورد كه ارادت او بود

و چون به نماز بر خواستند

بيش از آن كرد كه عادت او

تا ظن صلاحيت در حق او زيادت كنند

چون به مقام خويش آمد سفره خواست تا تناولي كند

پسري داشت صاحب فراست

گفت : اي پدر باري به مجلس سلطان در طعام نخوردي ؟

گفت : در نظر ايشان چيزي نخوردم كه به كار آيد .

پسر گفت : نماز را قضا كن كه چيزي  نكردي كه به كار آيد .

                                                       كليات سعدي

خدا زان خرقه بيزار است صد بار

كه صد بت باشدش در آستيني

                                                           حافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 0:0  توسط پلیس   | 

 

مردم آزاري

آنقدر اين موضوع گسترده و بزرگه كه براي توضيح همين آزار ماه ها وقت لازمه و براي توضيح مردمش هم بايد كلي توضيح داد ، حالا ببين اين دوتا با هم چه كار مي كنند

مردم آزاري يا آزار مردم

خيلي جالبه كه هر جا حرفي از اين موضوع ميشه ما شاء الله همه شعر مي سرايند

مي بخور منبر بسوزان ، مردم آزاري نكن

همه هم وارد شدند ، برگشته ميگه

ببين دكتر ....... اين موضوع از لحاظ حق الناس مورد بررسي قرار داده ميشه و از اين مقوله بايد به دنبال راهكار بود كه چرا در افراد جامعه ، اين موضوع دروني نمي شود و مدام شاهد افزايش مردم آزاري به انواع مختلف هستيم

خيلي قشنگ حرف ميزنه :

از لحاظ ساختار روحي اين افراد بايد بررسي بشن تا ببينيم كه اين ريشه در كودكي داره كه اين طور با اطرافيان برخورد ميكنه و موجب سلب آسايش ديگران شده است يا دچار نوعي روان پريشي شده كه امكان بروز اون در اطراف بيشتر موجوديت پيدا كرده و الان زمان تخليه است كه اين انرژي به بيرون راهنمايي بشه

اين بابا واقعا كارش درسته ، جدي ميگم

يه چيز بايد روشن بشه

ما بايد بدونيم كه قبال كاري كه مي كنيم چه باز خوردي در بيرون داره

اين چيزيه كه ميخوام بگم ، سروران بنده

وقتي يكي دروغ ميگه و من هم دروغ رو ميبينم و ساكتم ، شك نكنيد كه اين  كار از طرف شما تاييدي بر دروغه و ديگه خودتون همه چيز رو تعميم بديد

ميترسم اين رو بگم چون بعضي ها ممكنه كه اشتباه كنند

ولي ميگم

چند ساله همه جا داريم ميگيم كه عزيزان نظر بازي نكنيد ، اما .....

يا دروغ نگوييد ، اما .....

آخه با اين همه تبليغ و صحبت و ..... در مورد چيزي كه همه ميدونند بده ، چرا هر روز بيشتر ميشه  ، يه جاي كار ميلنگه

ميدوني كجا ميفهمي دروغ نگفتن براي تو دروني شده

وقتي بدوني كه با يه راست زندگي و زني كه دوستش داري و يك نگاهش رو به همه چيزهاي بي ارزش اين دنيا نمي دي ، ممكنه از دست بدي

اون وقت راست ميگي

من هنوز باور نكردم كه دروغ ، مرگي وحشتناك است

من كه همين جوري هم دروغ ميگم

نگران اين وضعيت نيستم كه اينجا نوشته شده

ميدونيد چي شده

ما روان رو گم كرديم ، نمي دونم كجا ، نمي دونم كي ، نمي دونم آخه براي چي

يعني ارزش اين رو داشته كه آرامش رو از دست بدم

چيزي كه تا آخر عمر بايد دنبالش بدوم

اين مردم آزاري و يا همون ديگر آزاري كه خودمون هم شاملش ميشيم خيلي بده

خيلي بد

از چيزهاييه كه باباي هر چي زير ساخته رو در مي آره

اولين ضرر اون هم شامل خود خودمون ميشه

تا حالا بهش فكر نكرده بوديد

حالا فكر كنيد كه هر مردم آزاري معادل يك آزار به خودتون ميتونه باشه

مردم آزاري هايي هست كه اگه طرف هم ببخشه

خدا ............

بي خيال ميشم چون اگه بيشتر بنويسم بايد امشب سقوط آزاد داشته باشم

 ميشه طوري زندگي كرد كه ديگران خوشحال بشوند از حضور ما

نه از عدم حضورمان جشن بگيرند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:55  توسط پلیس   |