انوشيروان گفت هر كس هوس را بر خرد چيره كند دانشمندي را به ريا كاري بدل كرده است
ريا كاري آن است كه نزد مردم خويشتن را جز آنچه هست بنماياند و داراي ويژگي هايي نشان دهد كه ندارد
دوستان ريا براي همنشينان خيلي ضرر داره ، چون از شر ريا كار هيچ وقت ايمن نيستي
در حقيقت ريا كار با نيت آلوده اش تيشه به دست ديگران مي دهد
هر چيزي راه حلي هم داره
خب ميگن توحيد داشته باش ، خب عزيز من به همين راحتي كه نيست
منظوراز توحيد در اين جا ، توحيد افعالي ، يعني تو باور كني كه فاعل و موثري در عالم جز خداوند نيست ( لا موثر في الوجود الا الله )
ريا مي كنم چون ريشه اون در طمع در مال و منافع ديگران و يا محبت و دوست داشتن مدح ديگران و يا كراهت از بد گفتن ديگران داره
خب اين حل شدنيه عزيز
انسان عاقل كه كاري كه براي او نفعي نداره انجام نمي ده ، انجام ميده
دل بستن به حرف مردم كه بگويند فلاني خوبه يا بد براي تو نفعي داره كه واقعا به دردت بخوره
عزيزم رضايت ديگران زودگذره و ناپايداره
شخص ريا كار هم مضطربه و هم دل نگران و متزلزل و مشوش
راه هايي كه نوشتند براي قدرت توحيد افعالي رو بخونيم
الف)مطالعه و تفكر راجع به يگانگي مطلق خداوند
ب) توجه به عجز و ناتواني مخلوقات.
ج) تلقين اين مطلب كه موثري در جهان غير از خداوند نيست.
د) توكل به خداوند در كارها و تمرين در جهت تقويت و ازدياد توكل.
ه) بيرون نمودن محبت دنيا و متعلقات آن از دل.
و) مبارزه با حب نفس ( زيرا ما خود را دوست داريم و هميشه مي خواهيم خواسته هايمان برآورده شود و مورد تكريم وستايش ديگران واقع شويم ).
ز) توجه به اينكه ريا عمل را مي سوزاند ونفاق در دل مي پرورد.
عزيزان من يك امتحاني انجام بديم
چون ريا كار براي ديگران عمل انجام ميده و اون طرف هم تاييد كنه باز دوباره ادامه ميده ما عملش رو نخريم و بندازيم دور
1- عمل ممكن است برگرفته از حياء باشه، اين كار گناه نيست ولي خلوص هم در آن وجود نداره و عمل بخاطر اينه كه ديگران عرفشان به هم نخوره قبول ميكنه و انجام ميده.
2- عمل ممكن است منجر به ريا باشد.
گاهي اوقات انسان به تقاضا يا دستور كسي كاري را انجام ميدهد چون بنظراو ميرسد كه بايد اين كار را انجام بده و اگر اجرا نكنه جنبه زشتي پيدا مي كنه
و گاهي هم بدون اينكه كسي از او تقاضايي كرده باشد كاري را انجام ميدهه تا خودي نشان داده باشه و خودنمايي بكنه
3- حالت سوم حالتي است كه منجر به اخلاص باشد يعني شخص احساس مي كنه كه اين كار در او پالايش ايجاد ميكنه و كار خدايي انجام ميده.
از حد خارجه كه بخوام در مورد ريا در شكل اجتماعي اون حرف بزنم ، ولي به شكل نفاق خودش رو نشون ميده و همون ايجاد شكاف در جامعه هم اثر همين ريا است كه ريا كارخودش دچار شكاف شخصيتي شده ، كارش رو گسترش ميده و همه مبتلا به ميشن چون به اون اجازه دادن ريا بكنه
اخلاقيون براي اين مورد راه كار دارند ولي من ميرم سراغ دو بيت از عرفا
شادباش اي عشق خوش سوداي ما اي طبيب جمله علتهاي ما
اي دواي نخوت و ناموس ما اي تو افلاطون و جالينوس ما
در ميان عرفا ناموس همون ريا و نخوت همون تكبره كه سر جمع ميشه بگي هر كس اين دو را داشته باشه تمام بيماري ها رو داره و درمانش هم عشقه
نه از اين عشقها
چون عشق چيزي ديگه براي مخفي كردن نداره و ظاهر و باطن يكي ميشه و اينجاست كه عاشق وحيد به توحيد افعالي مي رسه و كلا شرك از همين باعث ميشه ، بله از ريا
در كنار هر عملي براي رضايت خداوند داري دنبال رضايت مردم هم ميري و اين شرك است
وقتي بيش از يك نقطه تمركز داشته باشي اين ميشه شرك
بيخود نيست كه ميگن اگر گربه بپرستي بهتر از اينه كه چند چيز رو پرستش كني
يه چيز اينجا خيلي جالبه كه اين ريا 99 درصد در حوزه مذهبي قرار داره و اصلا يه موضوع مذهبي شمرده ميشه
روي اين 99 در صد فكر كنيد ولي مواظب باشيد
بيراهه زياد داره و ممكنه بدبيني نصيبتون كنه